تلاوت استاد محمد اللیثی

بسم الله الرحمن الرحیم

تلاوتی بسیار زیبا از استاد شیخ محمد ، محمد اللیثی (( رحمهُُ الله علیه ))
از سوره های طـور و نجم
بسیار رائعه
زیِـِبا جداااااا
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بسم الله الرحمن الرحیم

تلاوتی بسیار زیبا از استاد شیخ محمد ، محمد اللیثی (( رحمهُُ الله علیه ))
از سوره های طـور و نجم
بسیار رائعه
زیِـِبا جداااااا
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

تلاوت قاری بین المللی قرآن کریم
(( استاد حمیدرضا عباسی ))

سوره ی مبارکه ی حـشر
آیات 18 تا 22
______________

الُلهُمَّ عَجِّل ِلوَلیکَ الَفَرج



به تقلید از استاد شحات محمد انور
بسیار زیباااا


بسم الله الرحمن الرحیم
یادداشت زیر ، خبر خبرنگار روزنامه «المصور» مصراست که در سوم رمضان المبارك سال 1369 مطابق با 19 ژوئن 1950 ميلادی در اين روزنامه به رشته تحرير درآمده است .
ويژگی های اخلاقی و شخصيتی استاد «محمد رفعت» ستاره ستارگان تلاوت قرآن كريم در جهان اسلام آن چنان زياد هست كه هر صاحب ذوق و دوست دار اين استاد دست به قلم شود و دل نوشته های خود را به ياد استاد بنگارد.

وی نقل می كند كه اين افتخار نصيب وی شده كه در جلسات تلاوت استاد رفعت نيز حضور داشته باشد و به راستی كه وقتی از صدا و تلاوت محمد رفعت سخن به ميان می آورد چنان آرايه های ادبی زيبايی درباره اين نوای ملكوتی می سرايد كه گويی خواننده هم اكنون در مجلس تلاوت استاد رفعت حضور دارد و از نزديك به تلاوت وی گوش می كند.

«شیخ محمد رفعت»؛ ستاره ستارگان تلاوت

سال 1950 ميلادی سالی بود كه دنيای اسلام ستاره ای از ستارگان درخشان خود را از دست داد و دل های ميليون ها عاشق اين ستاره درخشان داغدار گشت، ستاره ای كه وقتی لب به تلاوت قرآن می گوشد سرتاپای شنونده در خشيت و خشوع الهی قرار می گرفت و اين ستاره درخشان كسی نبود جز امام القراء، «محمد رفعت»، كسی كه هيچ صدايی زيباتر از صدايش در تلاوت قرآن كريم نيست
محمد رفعت سبكی منحصر به فرد را در تلاوت قرآن برای خود برگزيد كه البته كمتر كسی می تواند از اين سبك تقليد كند، وی تلاوت های نابی را از خود برای جهان اسلام به يادگار گذاشت، تلاوت هايی كه به شخصه از نزديك و در جلسات تلاوت اين استاد به آن ها گوش داده ام و با آن ها روح و روانم را شست وشو داده ام.
در جوانی اشتياق فراوانی برای حضور در مسجد «فاضل باشا» مشهور به مسجد «جامع بشك» برای شركت در نماز جمعه و استماع تلاوت استاد محمد رفعت از خود نشان می دادم، به اين منظور همواره دو ساعت قبل از نماز به مسجد می رفتم و در همان بدو ورود با هزاران مسلمان حاضر در مسجد مواجه می شدم، شيفتگان تلاوت های استاد محمد رفعت كه برای قرار گرفتن در جای مناسبی كه نزديك محل تلاوت استاد رفعت است از چند ساعت قبل تر در مسجد حاضر بودند.
در آن زمان استفاده از ميكروفون متداول نبود، ولی صدای استاد رفعت چنان فضای سنگينی را بر مسجد حكمفرما می كرد كه حاضران نفس های خود را در سينه حبس می كردند تا مبادا حتی لحظه ای از ضرب آهنگ صدای زيبا و با صلابت اين استاد را از دست بدهند، صدايی كه تا عمق دل و جان مستمعان نفوذ می كرد و فضايی از خشوع و معنويت را در دل هايشان متبلور می كرد.
من هرگاه خبری مبنی بر تلاوت استاد محمد رفعت در يكی از محافل عزاداری در منطقه شبرا يا ديگر مناطق مصر دريافت می كردم به سرعت خود را به آن جا می رساندم تا به تلاوت استاد رفعت گوش كنم، علی رغم اين كه حتی صاحب محفل و عزا را نمی شناختم.




به طور طبيعی استاد رفعت در مراسم و محافلی به تلاوت قرآن مبادرت می ورزيد كه بزرگان قرائت قرآن كريم نيز در آن جا حضور داشتند، بزرگانی مانند استاد «علی محمود»، استاد «عبدالفتاح شعشاعی»، استاد «احمد نداء» و استاد «احمد السيسی»، اين چنين بود كه هر مناسبتی كه استاد رفعت در آن ها به تلاوت قران می پرداخت به جشنواره قرآنی كه بزرگان قرائت قرآن در آن حضور داشتند تبديل می شد.(( هر چند طرفداران شیخ علی محمود ، و قاریان جوان و مغرور و حسود همیشه سعی داشتنند تاوت های رفعت را بی اهمیت جلوه دهند و محافل او را به هم بریزند ))
دست تقدير به گونه ای رقم خود كه من به عنوان خبرنگار روزنامه «المصری» در سال 1936 ميلادی مأمور شدم كه گفت وگويی را با اين استاد در منزلش در نزديكی منطقه زين العابدين انجام دهم و اين شروع دوستی من با ستاره ستارگان تلاوت بود، دوستی عميقی كه تا زمان رحلت آن استاد ادامه داشت.
روزی از او پرسيدم استاد چگونه و چه هنگام به حفظ قرآن مبادرت كرديد و چگونه دريافتيد كه خداوند متعال چنين استعداد و موهبتی در زمينه تلاوت قرآن به شما ارزانی داشته است و وی نيز با لبخندی مملو از عطوفت و مهربانی در پاسخ به سئوال من گفت: من از نعمت ديدن به جز مدت زمان كوتاهی از دوران كودكی محروم بودم.
وی افزود: چشمان من به سبب يك بيماری بينايی خود را از دست داد، در آن زمان پدرم كه به فكر آينده من نيز بود مرا به حفظ قرآن رهنمون كرد و من به حفظ قرآن همت گماشتم و به دليل اين كه در آن زمان خردسالی بيش نبودم پدرم من را بر دوش خود سوار می كرد و به مكتبخانه می برد و پس از اتمام درس بازمی گشت و مرا به خانه می برد.
منبع : خبرگزاری قرآنی ایران
